عدالت علی

عدالت علی

یکى از کسانى که در زمان خلافت امام على (ع ) به معاویه پیوست، عقیل برادر امام بود. و دلیل پیوستن وى به معاویه هم، توقع غیرعادلانه عقیل از سهمیه بیت المال بود. روزى از حضرت درخواست نمود که مقدارى بر سهمش بیفزاید تا بهتر بتواند زندگیش را اداره کند. براى اینکار مقدارى غذا آماده نمود و حضرت را به خانه خود دعوت کرد. پس از اینکه امام به خانه وى آمد، عقیل ابراز فقر و بى چیزى نمود و از على (ع) خواهش و تمنا کرد که مقدارى بر حقوقش بیفزاید.

امام على (ع) پرسید: پول این غذا و طعامى که با آن مرا دعوت نمودى، از کجا آورده اى؟

عقیل در جواب امام عرض کرد: بعضى از روزها یک درهم و نیم را خرج زندگى مى کردم و نیم درهم آن را پس انداز مى نمودم و پول این سفره را به این شکل جمع آورى کردم.

امام فرمود: با این حال و با این حساب همان یک درهم و نیم براى خرج زندگى تو بس است. چگونه از فقر و تنگدستى و کمى سهم خود شکایت مى نمایى ؟
مدتى از این ماجرا گذشت تا این که عقیل باز هم نزد امام رفت و در مورد افزایش سهم خود پافشارى و اصرار نمود. امام عقیل را به درون خانه برد و آهنى را در شعله آتش گذاشت و سرخ کرد و به عقیل گفت: بگیر.

عقیل که نابینا بود و نمى دانست که در دست امام چیست، دست خود را جلو آورد و امام آهن گداخته را بر دست وى گذاشت. عقیل غمگین و مضطرب شد و گفت : اى برادر چرا دست مرا سوزاندى؟

امام فرمود: تو که تحمل این آتش اندک را ندارى ، چگونه روا مى دارى که من از حقوق مردم بیشتر از آنچه حق تو مى باشد، به تو بپردازم و به جزاى آن عیاذ بالله در آتش همیشگى آخرت گرفتار شوم؟ عقیل وقتى که وضع را این چنین دید و عدالت سنگین على را لمس کرد، از آن حضرت رویگردان شده و به دمشق نزد معاویه رفت…

 

پ.ن؛

#حسن روحانی

#حسین فریدون

#فساد

#بیت المال


نوشتن دیدگاه

شما می توانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید ، برای اینکار از وب سایت گراواتار کمک بگیرید.

تمامی حقوق برای © ۱۳۹۶ سلاح من ، قلم من ، منتظر12 محفوظ است.
بهینه سازی و طراحی قالب : میلاد سمیعی