شکست هیمنه

به نام خدا

شکست هیمنه
در جنگ خندق، فشار زیاد شد.
مسلمان ها محاصره شدند…
گرسنگی و بدبختی فشار آورد و عده ای از رزمنده ها شک کردند.
نیروهای دشمن را می دیدند که زیادند.
وقتی خندق را می کندند، پیامبر(ص) از گرسنگی سنگ به شکم بسته بود.

مسلمانها می گفتند: ما دنبال پوست بزغاله ای می گشتیم که دباغی نشده باشد تا همان را به دندان بکشیم و کمی سیر شویم. پیامبر نیز در کانال کلنگ می زد و خندق می کند.

در آن شرایط تیشه کلنگ پیامبر، به سنگی خورد و جرقه زد.
فرمود: من در این جرقه فتح امپراتوری روم را دیدم!
عده ای آن کنار بودند، پوزخندی زدند…
باز پیامبر در کلنگ بعدی، جرقه ای دید و گفت: در این جرقه فتح ایران را دیدم!
یکی از مسلمان ها خطاب به بغل دستی اش گفت: آقا مثل اینکه گرسنه شان است، گرسنگی فشار آورده!

ما در محاصره ایم، یک لقمه نان نداریم و معلوم نیست تا شب زنده بمانیم، زنان ما را به اسیری و کنیزی ببرند و خودمان هم زیر پای اسب اینان خرد شویم، آن وقت ایشان فتح امپراتوری روم و ایران را می بینند!

چند سال بعد این اتفاقاتی که پیامبر گفته بود، روی داد. بیست سال پیش اگر کسی می گفت امپراتوری شوروی سقوط می کند، همه به او می گفتند دیوانه!

فروپاشی شوروی

الآن درباره آمریکا یا اسرائیل وقتی بحث می شود، بین دوستان هستند کسانی که می گویند آیا شما واقعاً فکر می کنید روزی اینها عقب می روند و متلاشی می شوند؟! در آن زمان به پیغمبر هم همین حرف ها را زدند.

حسن رحیم پور ازغدی


نوشتن دیدگاه

شما می توانید از تصاویر مخصوص خود در قسمت نظرات استفاده نمایید ، برای اینکار از وب سایت گراواتار کمک بگیرید.

تمامی حقوق برای © ۱۳۹۶ سلاح من ، قلم من ، منتظر12 محفوظ است.
بهینه سازی و طراحی قالب : میلاد سمیعی